خرید بک لینک

درباره سایت

نوبرانه ی عشق

امکانات وب

دیگر ارایش نمیکنم چشمهایم را

شاید از ارایش چشمهایم است که دنیایم پیش ازین اینقدر رنگین بود و حالا برایم پوچ و بی معناست

دیگر ارایش نمیکنم چشم هایم را

شاید اشکی خواست بریزد و نمیخواهم سیاهی ارایشم بماند از گریه ام

دیگر ارایش نمیکنم چشمهایم را

میخواهم دنیا را با رنگ واقعیت ببینم نه انگونه که پیش تر دوست میداشتم

+ نوشته شده توسط سیب در سه شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۵ و ساعت 10:41 |

برچسب: نویسنده: طاها یزدانی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 18:03

تکیه که میزنی میدود زیر پوستت خیال خوشی که کسی هست انقدر هیاهو و صدا دارد ک دیگر دست و پای "خودت" را جمع میکنی که "خودم" جان دیگر خسته شده ای بیا کمی استراحت کن تکیه گاهی هست تکیه بر تو دیگر روا نیستکمی که گذشت پشت سرت را که نگاه خواهی انداخت زهره ات اب میشود که تکیه گاهم کو؟؟؟ عقلت نهیب میزند مگر ا

برچسب: نویسنده: طاها یزدانی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 18:03

صفحه بندی